آخ جون بادکنک بازی
قربون پسر گلم بشم که عاشق بادکنکه ولی مامان خیلی میترسه که توی صورتت بترکه.... 
این بادکنکای تولدته چند روز بعد از تولدت بادکنکارو بردیم خونه بابا جون اینا و ریختیمشون توی اتاق دایی محمد تو هم از خوشحالی نمیدونستی چطوری با اینا بازی کنی آخه وقتی خونه خودمون بود من گذاشته بودمشون توی کمد دیواری ودرشم بسته بودم تا شما نری بترکونی تو صورت و چشمت و خدای نکرده بترسی.

اصلا یادم به این عکسات نبود که همزمان با عکسای تولدت بزارم ولی اشکال نداره ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه هست مگه نه....



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آخ جون بادکنک بازی 
